علاقهمندي ها
روياي شبانه♥
92/6/3
TrUe LoVe♥
متن و تصوير از خودم.
TrUe LoVe♥
مرسي:)
تنديس اندوه
قشنگه عزيزم.
TrUe LoVe♥
ممنونم خاله جووووون.
+
از زير سنـگ هم کـه شده پـيدايم کن …
مدت هاست که تنهايي هاي مـرا …
دست هـاي جـستجوگـري لمس نکرده اند.

عليرضااحساني نيا
92/3/10
+
[پيامک]
يه چيزايي،يه حسايي،يه آدمايي،يه وقتايي،يه لحظه هايي تو زندگى گم ميكنيم كه ديگه هيچ وقت پيداشون نميكنيم...هيچ وقت
برهوت تنهايي
92/3/6
+
*گفتم که به پيري رسم و توبه کنم......آنقدر جوان مرد و يکي پير نشد
.
آخه شيطون،گاهي ما رو گول ميزنه،
ميگه تو حالا حالاها زنده اي،تو سني نداري،
جدت نود سال عمر کرد،بابات هشتاد سال عمر کرد،
حالا بعدا توبه کن!
تو از اين آدما نباش،که به واسطه ي آرزوي دراز،
توبه رو به تاخير بندازي،همين الان بگو
خدايا غلط کردم...*
(آيت الله مجتهدي تهراني (ره)
.

*::.دکترسارا.::*
92/2/7
دست از مس وجود چو مردان ره بشوي
تا كيمياي عشق بيابي و زر شوي
. . . گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد
بالله، كز آفتاب فلك خوبتر شوي
. . . از پاي تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چو بيپا و سر شوي
وجه خدا اگر شودت منظر نظر
زين پس شكي نماند كه صاحب نظر شوي. .
+
يه بارم ما اومديم تو خوشبختي غرق بشيم
همه تريپ غريق نجات برداشتن .... :|
والاااااااااا:دي

*::.اهورا.::*
92/1/30
+
*شبث بن ربعي که بود؟*
.
.
.
.
او يک سال قبل از بعثت متولد شد مدتي اذان گوي سجاح ( زني که همسر مسيلمه کذاب شد و ادعاي پيامبري داشت ) بود. با حمله مسلمانان به مسيلمه از او جدا شد و ابراز اسلام کرده و در کوفه ساکن گرديد.
غزل صداقت
91/9/19
در قيام مسلمانان عليه عثمان شرکت کرد اما با روي کار آمدن اميرمومنان عليه السلام جزء خوارج گرديد و در جنگ نهروان عليه حضرت شرکت کرد قبل از جنگ از خوارج جدا گرديد.
در دوره معاويه از اشراف کوفه بود.
*در نامه نگاري به سيدالشهداء *او هم به همراه حجار بن ابجر و عزرة بن قيس و محمد بن عمر تميمي *نامه اي به حضرت نوشته و ايشان را دعوت نمودند.*
اما سرانجام با آمدن ابن زياد به کوفه به فرماندهي 1000 نفر به جنگ ابي عبدالله رفت.
*در روز عاشورا فرمانده ي پياده نظام عمر بن سعد بود.*
+
*حبيب بن مُظاهر اسدي که بود؟*
.
.
.
اين يار کهنسال *امام حسين عليه السلام از ياران اميرمومنان و از حاملان علم آن امام شهيد بود.*
او *جريان شهادت خود را از اميرمومنان شنيده بود *و منتظر آن روز بود.
غزل صداقت
91/9/19
« فضيل بن زبير مي گويد: حبيب بن مُظاهر و ميثم تمار به هم رسيدند. حبيب به ميثم گفت: پيرمردي را مي بينم که به جرم دوستي اهل بيت به دار آويخته شده و سرانجام شکم او را پاره خواهند کرد.
ميثم تمار نيز گفت : *من نيز مردي سرخ فام را که داراي گيسواني آويخته است، مي شناسم که براي ياري فرزند رسول خدا از کوفه خارج شده و در راه او کشته مي شود و سر او در کوچه هاي کوفه گردانده مي شود. »*
*فعاليت هاي او قبل از عاشورا*
1-ايجاد نامه نگاري بين شيعيان کوفه براي دعوت حضرت ابي عبدالله
2- استقبال از حضرت مسلم و هم کاري گسترده با او براي بيعت گيري از علاقمندان در کوفه
3- تلاش براي شناسائي و ترغيب شيعيان براي حرکت به سوي کربلا بعد از شهادت مسلم
4- ورود به کربلا در آخرين لحظات قبل از کامل شدن محاصره در روز ششم
5- تلاش براي جمع آوري نيرو از عشائر بني اسد (80 نفر ) در اطراف کربلا
6- فرماندهي جناح چپ لشگر امام
*حبيب شب عاشورا مزاح مي کرد.* يزيد بن حصين الهمداني که بزرگ قراء کوفه بود به او گفت: برادر من اين ساعت ساعت خنده نيست.
حبيب پاسخ داد: چه وقتي بهتر از الآن براي شادماني سراغ داريد؟ به خدا چيزي با ملاقات حورالعين فاصله نداريم مگر حمله ي اين قوم با شمشيرهايشان.
+
*نا محرمي که ديشب، با خود سرِ تو را داشت
وقتي به گوش من زد، انگشتر تو را داشت..*

عاشقان ولايت قزوين
91/9/18
+
خواستے ديگـــه نباشے ....
آفرين… چــــه با اراده ...
لعنَت به دبستانـے که تو از درسهايش ...
فقط تصميــم کبــر ے رو آموختـــے ...

عدالتجويان نسل بيدار
91/9/14
+
پنجره ها کلافه اند از
سنگيني ِ نگاه منتظرم...
اگر نمي آيي
اينقدر پنجره ها را زجــــر ندهم
چشم هايم به جهنم...!!!
محب الزهراء
91/9/13
+
*مجنون ترين بيدم وقتي آوازت مي وزد*
*اما جز شکستن چاره اي نيست*
*وقتي اندوه از شش جهت مي تازد .*

خادمة الشهدا
91/9/11

2 فرد دیگر
29 فرد دیگر