شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

علاقه‌مندي ها

TrUe LoVe♥
متن و تصوير از خودم.
TrUe LoVe♥
مرسي:)
همه 7 نظر
قشنگه عزيزم.
TrUe LoVe♥
ممنونم خاله جووووون.
+ از زير سنـگ هم کـه شده پـيدايم کن … مدت هاست که تنهايي هاي مـرا … دست هـاي جـستجوگـري لمس نکرده اند.
+ [پيامک] يه چيزايي،يه حسايي،يه آدمايي،يه وقتايي،يه لحظه هايي تو زندگى گم ميكنيم كه ديگه هيچ وقت پيداشون نميكنيم...هيچ وقت

* هاتف *

+ *گفتم که به پيري رسم و توبه کنم......آنقدر جوان مرد و يکي پير نشد . آخه شيطون،گاهي ما رو گول ميزنه، ميگه تو حالا حالاها زنده اي،تو سني نداري، جدت نود سال عمر کرد،بابات هشتاد سال عمر کرد، حالا بعدا توبه کن! تو از اين آدما نباش،که به واسطه ي آرزوي دراز، توبه رو به تاخير بندازي،همين الان بگو خدايا غلط کردم...* (آيت الله مجتهدي تهراني (ره) .
* هاتف *
*همه کوچه هاي شيطان بن بست است*
دست از مس وجود چو مردان ره بشوي تا كيمياي عشق بيابي و زر شوي . . . گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد بالله، كز آفتاب فلك خوب‏تر شوي . . . از پاي تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بي‏پا و سر شوي وجه خدا اگر شودت منظر نظر زين پس شكي نماند كه صاحب نظر شوي. .
همه 8 نظر
خدايا توبه
خدايا غلط کردم...
+ يه غمي هست که بچه هاي آخر بيشتر درکش مي کنن... غم به مرور زمان کم شدن آدم هاي سر سفره... :(
:(
ايندرا
درد بچه ي اول بودن از همش بيشتره ، موش آزمايشگاهي ان رسما :(
بعدی همه 48 نظر قبلی
تنهايي سخته..
اينوقتاست که بايد بگيم : درد هجري کشيده ام که مپرس :(
+ يه بارم ما اومديم تو خوشبختي غرق بشيم همه تريپ غريق نجات برداشتن .... :| والاااااااااا:دي
والاااااااااا:دي
تشنه...
:D
بعدی همه 24 نظر قبلی
كاش امشب پيام رسان نمييومدم و اين فيد رو نميديدم ..... غم هاي عالم باز نشست تو دلم ....... تا بيشتر از اين قاط نزدم بايد برم ........ شرمنده حضرت سحربانو
:(
+ بــه بــعــضــيــا بــايــد گــفــت يــه بــرنــامــه بــذار ديــگــه نــبــينــمــت . . . والااااااااااا:دي
:دي
DARYAEI
والا:)
بعدی همه 13 نظر قبلی
*ياس*
والا
والا - *ياس*
+ *شبث بن ربعي که بود؟* . . . . او يک سال قبل از بعثت متولد شد مدتي اذان گوي سجاح ( زني که همسر مسيلمه کذاب شد و ادعاي پيامبري داشت ) بود. با حمله مسلمانان به مسيلمه از او جدا شد و ابراز اسلام کرده و در کوفه ساکن گرديد.
در قيام مسلمانان عليه عثمان شرکت کرد اما با روي کار آمدن اميرمومنان عليه السلام جزء خوارج گرديد و در جنگ نهروان عليه حضرت شرکت کرد قبل از جنگ از خوارج جدا گرديد. در دوره معاويه از اشراف کوفه بود.
*در نامه نگاري به سيدالشهداء *او هم به همراه حجار بن ابجر و عزرة بن قيس و محمد بن عمر تميمي *نامه اي به حضرت نوشته و ايشان را دعوت نمودند.* اما سرانجام با آمدن ابن زياد به کوفه به فرماندهي 1000 نفر به جنگ ابي عبدالله رفت. *در روز عاشورا فرمانده ي پياده نظام عمر بن سعد بود.*
*بعد از شهادت امام *در ابتدا به توابين متمايل گرديد بعدها در جبهه مخالف توابين و بعد از جنگ با مختار در صف ياران مصعب بن زبير کشته شد.
+ *حبيب بن مُظاهر اسدي که بود؟* . . . اين يار کهنسال *امام حسين عليه السلام از ياران اميرمومنان و از حاملان علم آن امام شهيد بود.* او *جريان شهادت خود را از اميرمومنان شنيده بود *و منتظر آن روز بود.
« فضيل بن زبير مي گويد: حبيب بن مُظاهر و ميثم تمار به هم رسيدند. حبيب به ميثم گفت: پيرمردي را مي بينم که به جرم دوستي اهل بيت به دار آويخته شده و سرانجام شکم او را پاره خواهند کرد. ميثم تمار نيز گفت : *من نيز مردي سرخ فام را که داراي گيسواني آويخته است، مي شناسم که براي ياري فرزند رسول خدا از کوفه خارج شده و در راه او کشته مي شود و سر او در کوچه هاي کوفه گردانده مي شود. »*
*فعاليت هاي او قبل از عاشورا* 1-ايجاد نامه نگاري بين شيعيان کوفه براي دعوت حضرت ابي عبدالله 2- استقبال از حضرت مسلم و هم کاري گسترده با او براي بيعت گيري از علاقمندان در کوفه 3- تلاش براي شناسائي و ترغيب شيعيان براي حرکت به سوي کربلا بعد از شهادت مسلم 4- ورود به کربلا در آخرين لحظات قبل از کامل شدن محاصره در روز ششم 5- تلاش براي جمع آوري نيرو از عشائر بني اسد (80 نفر ) در اطراف کربلا
6- فرماندهي جناح چپ لشگر امام *حبيب شب عاشورا مزاح مي کرد.* يزيد بن حصين الهمداني که بزرگ قراء کوفه بود به او گفت: برادر من اين ساعت ساعت خنده نيست. حبيب پاسخ داد: چه وقتي بهتر از الآن براي شادماني سراغ داريد؟ به خدا چيزي با ملاقات حورالعين فاصله نداريم مگر حمله ي اين قوم با شمشيرهايشان.
*او بعد از نبردي دليرانه در روز عاشورا به شهادت مي رسد.* سر شريف او را از تن جدا کرده و به گردن اسب خود مي آويزند. « چون حبيب کشته شد *حسين عليه السلام *در هم شکسته شد و فرمود : *خودم و ياران و اصحابم را به حساب خدا مي گذارم »*
+ *نا محرمي که ديشب، با خود سرِ تو را داشت وقتي به گوش من زد، انگشتر تو را داشت..*
:((بسيار زيبا
نسيم♥
بسيار زيبا(هم شعرفيد/هم شعر نظر اول)
بعدی همه 10 نظر قبلی
:((
+ خواستے ديگـــه نباشے .... آفرين… چــــه با اراده ... لعنَت به دبستانـے که تو از درسهايش ... فقط تصميــم کبــر ے رو آموختـــے ...
وقتــــــي "رفتــــــي" تا آخــــــر "بــــــرو" ..... وقتــــــي "مانــــــدي" تا آخــــر "بمــــان" .... ايــــــن تــــــن.....خستــــــه ســــــت .... از نيــــــمه رفــــــتن ها........ از نيــــــمه مانـــــدن ها.........
200000000000000
بعدی همه 23 نظر قبلی
اين دانش آموزه خوبي نبوده :)))
:دي
+ پنجره ها کلافه اند از سنگيني ِ نگاه منتظرم... اگر نمي آيي اينقدر پنجره ها را زجــــر ندهم چشم هايم به جهنم...!!!
+ *مجنون ترين بيدم وقتي آوازت مي وزد* *اما جز شکستن چاره اي نيست* *وقتي اندوه از شش جهت مي تازد .*
*ابرار*
سلام عليکم.. متن نياز به کمي توضيح داره...ممنون
عليکم السلام. منظور تفسير هست؟
بعدی همه 10 نظر قبلی
*مهاجر*
انشاالله که نسيم رحمت و شادي از شش جهت بوزد ..عزيز
منظور از شش جهت چيه؟شيش گوشه احيانن؟!
برهوت تنهايي
رتبه 0
0 برگزیده
109 دوست
محفلهای عمومی يا خصوصی جهت فعاليت متمرکز روی موضوعی خاص.
گروه های عضو
برهوت تنهايي عضو گروهی نیست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top